سلام سلام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به روی ماه نشسته ی همتون
ممنون از اونایی که با این که میخواستن سر به تنم نباشه بازم حالم و میپرسیدن
و اونایی که با عشق تمام به موجودی به نام یاسی (خانم) نگران حالش بودن
و بازم اونایی که میگفتن بابا به جهنم اصلا بیوفته بمیره به ما چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و کوریه چشم حسودهایییییی که ارزوی مرگم و میکردن
من خوب شدم
و اومدم اپ کنم اپم راجع به دفعه ی اولیه که هک شدم
البته این هک شدن ها ادامه داشت اگه بعدا حسش بود از دفعه های بعد و سوتی های بعدی هم براتون میگم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شب قبل از عيد قربون يكي هكم كرد
بعد بهم گفت اين كار و كردم كه به هر كسي اعتماد نكني
و البته اخرش گقت كه هك نكرده و باهام شوخي كرده
گفت ه با دختر خانم ها كاري نداره و فقط پسرا رو هك ميكنه(چون طرف خودش دختر بوده)
خلاصه اينكه ما اخرش نفهميديم هك شديم يا نه؟
حالا اينا رو بيخيال اين من و ياد دفعه ي اولي كه هك شدم انداخت
خيلي وقته كه ميگذره اما خدا رو شكر من گير هكراي خوب افتادم
ميدونستم يارو هكره ها
تو روم بود
خودم سر صحبت و باز كرده بودم
بهش گفتم چيكار ميكني؟
گفت دارم هك ميكنم
اسم ايديش هم هكر بود
اما من دل شير داشتم
اعتقاد داشتم كه تا وقتي باهاشون كاري نداشته باشي و اذيتشون نكني اونام اذيتت نميكنن
وقتي اصل خواست منم به سرم زد كه خودم و جاي پسر جا بزنم چون علاقش به هك هم كمتر ميشد و منم يه تنوعي ايجاد كرده بودم
خلاصه يكم با هم حرف زديم و بهم گفت دارم هكت ميكنم
من باورم نشد (بس كه ساده بودم)
تازه اون موقع هم از اين كار هيچي نميدونستم (هيچي هااااااااا)
بعد گفتم ثابت كن
اونم اي پي من و داد
گفتم اين كه نشد دليل (اخه اصلا نميدونستم اي پي چيه و مال من چنده) گفتم بگو رو دسك تاپم چيه؟ (فكر ميكردم مثلا كامپوتر من به كل جلو چشم اونه و همينجوري كه من ميبينم اونم همه چيز و همينجوري ميبينه)
بعد گفت عكسات همش پيش منه گفتم زكي همش مال خودت (هيچ عكسي از خودم و خانوادم تو سيستم نداشتم)
گفت من كه ميدونم دختري
منه ديوونه هم خودم و باختم گفتم تو از كجا ميدونيييييييييييييييييييييييييييييييييي؟ گفت من مثلا هكرمااااااااا (من كه هنوز ربطش و نفهميدم)
گفت چرا دروغ گفتي؟ حالا بزنم سي پي يو ت رو بسوزونم؟ گفتم هااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
گفتم اي خدااااااااااااااااااااااااا اين همه ادم ميان دروغ ميگن هيچي نميشه من يه دفعه اومدم شوخي كنم ببين چي شداااااااااااااااااااا حالا چه خاكي به سرم بريزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم دور از جون بلا نسبت من غ ل ط كردم شما بزرگي كن
گفت نه نميشه تو دروغ گفتي اين قابل بخشش نيست ميدونستي دروغ گناه كبيرست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (گفتم خاك به سرم الان ميخواد نهي از منكر و امر به معروف را بندازه)
يه سرباز شيرازي بود كه با دوستش اومده بود به دوستش هك كردن ياد بده و منه بدبخت هم شده بودم موش ازمايشگاهي(هرچي ميكشيم از دست اين سربازاست)
گفت من الان پس ايديت و عوض كردم ميتوني بري امتحان كني
گفتم يعني الان تو ايدي مني؟گفت اخه ..... اگه تو ايدي بودم كه تو اونجا چيكار ميكردي؟ (نميدونستم فقط يه نفر ميتونه تو يه ايدي باشه)
گفتم خب باشه ايرادي نداره ايدي مال تو ولي با سيستم كاري نداشته باش(بس كه سادم همه چي رو سريع لو ميدم)
گفت اتفاقا با همون سيستم كار دارم
گفتم خاك بر سرم
بدبخت شدم ررررررررررررررررررررفت
اونم مدام ميگفت كه چرا دروغ گفتي؟ من حتما بايد سي پي يو ت رو بسوزونم امكان نداره كوتاه بيام
هر چي هم ميگفتم هيچ فايده اي نداشت
مدام ميگفت براي سيستمت دست تكون بده كه الان ديگه ميپره و مدام با اين جملات ازار ميداد منم ديگه اشكم در اومده بود
تا اينكه راضي شد باهام كاري نداشته باشه به شرطي كه عكسم و نشونش بدم (حالا عكس از كجا بيارممممممممم)
منم قبول نميكردم و همين لحظه كه اون گفت پس خداحافظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ
يهو سيستم خاموش شد هرچي هم ميزدم روشن نميشد
باورتون نميشه همه ي بدنم بي حس شد
به معناي واقعي روح از بدنم جدا شده بود
مردم فقط
فكرمم اصلا كار نميكرد كه چيكار بايد بكنم (خب وقتي هر كاري ميكردم روشن نميشد كاريم نميتونستم بكنم)
يهو چشمم افتاد به داداشم كه كنار سيستم رو صندلي نشسته بود و دوشاخه ي سيستم تو كه از پريز در اورده بود تو دستش بوووووووود و داشت نگام ميكرد نگو اقا داشته با صندلي تاب ميخورده سيم سيستم و هم گرفته بوده تا نكنه يوقت صندلي ليز بخوره اقا بخورن زمين
اين بود كه دوشاخه از پريز در اومده بود و كامپيوتر خاموش شده بود
و من تو تمام عمرم هيچوقت به اين اندازه دلم نميخواست اين پسره رو خفش كننننننننننننننننننننننننننننننننننننم
خلاصه اينكه دوباره روشن كردم و كانكت شدم
طرف هم هنوز ان بود گفت چي شدي يهو؟
منم ماجرا رو براش گفتم اونم كلي خنديد و گفت نه كاريت ندارم فقط خواستم يكم بترسونمت و كلي هم عذر خواهي كرد ولي چه فايده داشت؟ بخوره تو سرش
گفت ديگه دروغ نگي هااااااااااا و اگرنه من ميفهمم(يه سري هم به درايو سي بزن) منم گفتم باشه باباييييييييييييييييي(تو درايو سي يه اهنگ برام گذاشته بود)
چه هكر مهربووووووووووووووووووووووووووونيييييييييييييييييييييييييي بوووووووووووووووووووووووووود
اين ماجراي اولين دفعه اي بود كه هك ميشدم
البته اين كار ادامه پيدا كرد كه شايد بعدا براتون گفتم